تبليغاتX

علوم متافیزیک
بزرگترین منبع آموزش متافیزیک در خاورمیانه
سلام و خسته نباشید خدمت دوستان عزیز و بزرگوار
بحث امروز ما به فرافکنی و برونفکنی روح مربوط می باشد و در این بحث، سعی داریم تا ابتدا ذهنیتی برای خوانندگان مبتدی ایجاد نماییم. ما در این مقاله سعی داریم تا ابتدا مقدماتی در مورد فرافکنی بنویسیم و در روزهای آتی نیز انواع و اقسام فرافکنی را توضیح داده و برای هر کدام، روشی عملی و تا حد امکان ساده تر را توضیح بدهیم. در ضمن در ماه های آتی نیز قصد دارم تا در مورد حرکت دادن اجسام بدون لمس آنها (تله پورتیشن) و توسط نیروی درون و نمستینق و نیز در مورد چگونگی بکار بردن و فعال کردن این مراکز انرژی جهت تاثیر گذاری بر اجسام مختلف، توضیحات بسیار مفصلی خواهم آورد که فکر کنم برای شما عزیزان نیز جالب باشد! در ضمن قصد دارم روش های غلبه بر جاذبه زمین و شناور شدن در هوا و نیز فضا و خلا توضیح داده و همراه با تصاویر رنگی و نیز فیلمی از خودم را در حال شناوری روی وبلاگ قرار دهم. در ضمن یادآوری می کنم که این مطالب برای اولین بار در جهان روی اینترنت بطور رایگان قرار می گیرد که قصد بنده رو کردن دست عده ای کلاه بردار و پول پرست می باشد که این مطالب را با پولی گزاف در اختیار مردم و آن هم بطور ناقص قرار می دهند. پس نیازی به خرج پول های گزاف و آموختن مطالب نادرست و ناقص این افراد کلاه بردار ندارید و کسانی که دم از متافیزیک و... و عرفان می زنند، با گرفتن پول بسیار گزافی از مردم بیچاره و ارائه مطالب غیر استاندارد، بدانید که ذره ای از اسرار متافیزیک نمی دانند و فریب این افراد را نخورید! حال بگذریم. در زیر به چند نکته در مورد فرافکنی می پردازیم:

aura
موانع پرواز روح كدامند؟

اگر همين الان تصميم بگيريم پرواز كنيم به احتمال خيلي زياد نمي‌توانيم چرا؟
( متن زیر را کمی سنگین نوشته ام مواظب باشید )

ما در اقيانوسی از انرژي زندگي مي‌كنيم. هستي تاروپودش از انرژي است و ما بعنوان بخشي از اين هستي از آن جدا نيستيم، از طريق خودآگاهيمان با اين جهان در ارتباطيم.
نحوه ارتباطمان با هستي اندازه خودآگاهي ما را مشخص مي‌كند. خودآگاهي كوچك، ما را محدود كرده و از تماس با سطوح بالاتر انرژي باز داشته . هر چه نسبت به توانمنديها و قوانين روحمان و قوانين حاكم بر هستي آگاهتر باشيم از حيطه جسم مادي فراتر می رویم . در واقع مانع پرواز روح، جسم نیست بلكه خودآگاهي محدود ماست. خودآگاهي كه منتج از شيوه زندگي است كه اتخاذ كرده‌ايم. براي تغيير اين خودآگاهي لازم است بخشهاي خاصي به زندگي اضافه شده، يا كم گردد و يا به نوع خاصي تغيير كند. در فيزيك گفته شده است كه ارتعاش منبع ايجاد موج است كه داراي الگوي حركتي تكرار شوند در زمان است كه به آن فركانس مي‌گويند. هرچه فرکانس بیشتر باشد انرژي بيشتري بوسيله موج منتقل مي‌گردد.

دانش باطني از همراهي دائمي انرژي ـ آگاهي خبر داده است. يعني هر چه انرژي ـ آگاهي بالاتر رود، فركانس بالاتر مي‌رود و با سطح بالاتر كه ارتعاش بالاتر دارد ارتباط برقرار مي‌كند و ما را قادر مي‌سازد كه به كالبد انرژي‌هاي خود و دنیا هایی با سطح ارتعاشی بالاتر دسترسي پيدا كنيم.

در دانش متعارف به موانع پرواز روح به اين صورت پرداخته‌اند
انسان را لايه‌هايي احاطه كرده است كه هر سطح نسبت به سطح پايين‌تر از سياليت بيشتري برخوردار است. از اين نظر، كالبدهای ما مثل آبی هستند به همراه موادي كه غلظت آن در هر سطح متفاوت است و در بالاترين سطح روح است كه مانند نور است. از دیدی دیگر جسم اثيري شبيه مقداري بخار است كه داخل يك لوله قرار گرفته است قسمت پايين آن سخت و فشرده و هر قدر بالاتر رود رقيق‌تر و سيال‌تر مي‌گردد ـ در واقع غلظت سيالات را مانع خروج از بدن مي‌دانند.

باز از نگاهي ديگر مي‌گويند غلظت سيالات باعث كم شدن اتصال ميان كالبد مادي و هاله مي‌گردد و وقتي از غلظت سيالات كالبد اختري كاسته شود به سوي دنياي اختري پرواز مي‌كند.طبق نظر سيلوان مولدون تجربه كننده پرواز روح و پيرو مكتب اصالت روح مانع پرواز روح انطباق كالبد اختري باكالبد مادي است او مي‌گويد: بدون كالبد اختري كالبد مادي قادر به هيچ عملي نيست، در نتيجه كالبد اثيري سطح ارتعاشش را پايين مي‌آورد تا بتواند منطبق با جسم مادي بماند و كالبد مادي را به كار اندازد، بنابراين از عادتهايي پيروي مي‌كند كه در ارتباط با جسم مادي پذيرفته است او مي‌گويد: مي‌توان با بكار بردن روش‌هايي اين هماهنگي ارتعاشي را بر هم زد و باعث شد كه كالبد اختري از مادي خارج شود.

مانع ديگر عدم دسترسي به ضمير ناخودآگاه (ذهن ناهوشيار) مي‌باشد كه محقق كننده قصدهاي ماورايي مي‌باشد. ذهن هوشيار در حالت عادي محدود به حواس پنجگانه مي‌باشد اگر تحقق قصدی فراتر از ذهن هوشيار باشد بايد با ذهن متناسب آن انجام شود. اين قصد پرواز روح و يا هر قصد فراتر از ذهن هوشيار بايد با ذهن مناسب آن انجام شود. اين قصد بايد به شكلي به ذهن ناهوشيار برسد تا عملي شود. شیوه راندن قصد پرواز روح به ذهن نا هشیار مهم است مثلا با تلقین کمتر کاری از پیش می بریم اما اگر در شرایط بین خواب بیداری باشیم و در کالبد اختری هشیار باشیم ، راحت تر می توانیم قصد را به آن منتقل کنیم ( بعدا راجع به این روش می گویم )
يكي ديگر از موانع مطرح شده در پرواز روح بسته بودن چاكراها مي‌باشد. چاكراها براي ورود و خروج انرژی به هاله هستند. هر چاكرا قابليت و تواناي خاص خودش را دارد و نسبت به اينكه كدام چاكرا بازتر باشد، تعيين كننده قابليت ما خواهد بود.
هاله قوانين اختصاصي خودش را دارد و نتيجه بخش بودن هر روش بستگي به انطباق كامل روش با اين قوانين دارد. هاله ‌درهاي ورود و خروجی دارد كه هر كدام با كليد خاص گشوده مي‌شوند. اين قفل‌ها و كليدها بايد به درستي شناسايي شوند وكليد نامناسب و يا استفاده نامناسب از كليد درست قفل را خراب مي‌كند و يا از كار مي‌اندازد.خیلی پیچیده شد ،اگر برایم نظر بگذارید این بخش را بیشتر باز می کنم .



چرا پرواز روح نمي‌كنيم؟

وقتي اسم پرنده‌ را مي‌شنويم اولين چيزي كه در ذهن ما جرقه مي‌زند اين است كه پرنده بايد پرواز كند. اما چه اتفاقاتي مي‌تواند باعث بشود كه يك پرنده نتونه بپره. اولين چيزي كه به ذهن من مي‌رسد، شترمرغ است. شتر مرغ هم مثل پرنده‌هاي ديگر دو تا بال دارد اما چون وزنش خيلي سنگينه و پرهایش كوچك هستد، نمي‌تواند پرواز كند ( البته در عوض خيلي تند مي‌دود) . مشكل ديگری هم كه ممكن است باعث شود يك پرنده پرواز نکند، اسارت پرنده‌ست يك پرنده اسير هر چقدر هم كه پر پر بزند و خودش را به در و ديوار قفس بكوبد نمي‌تواند پرواز كند مگر اينكه يا ديوار رو بشكند يا يک دست مهربان بياد و قفس رو باز كند.
حالا اگر در قفس باز بود و باز هم پرنده نتوانست پرواز كند بايد نگاهي به بالهايش بیندازد، شايد بالاهایش را با زنجير بسته باشند پس بايد اين زنجير‌ها رو هم باز كند سبك بشود و بتواند بپرد. البته بعد از باز كردن پرنده ممكن است در اثر عفونت ضعيف شده يا در اثر نفوذ يا هجوم ويروس‌ها بيمار شده باشه . تازه پرنده بايد بالهايش را تمرين بدهد. پرواز رو به خاطر بياورد و تمرين مناسبي رو كه پرهش رو قوي مي‌كند انجام بدهد. بايد غذاي خوب زنده بخورد و در موقع مناسب با آمادگي كامل از جاي مناسب (هر پرنده‌اي به روشي پرواز را شروع مي‌كند مثلاً قوها نياز به باند براي شروع پرواز دارند) شروع به پرواز كند، آنوقت موفق می شود. روح ما هم ذاتاً پرنده است و مي‌تواند بپرد اما حالا يا در قفس اسير است و بالهايش رو بستند، يا اينكه بالش شكسته و آسيب ديده، يا جسمش سنگين‌تر از قدرت بالهايش شده يا اين كه اصلاً پرواز رو از ياد برده و نمي‌داند كه مي‌تواند بپرد.


موانع پرواز روح و وسايل گذر از اين موانع

شناخت موانع و به كارگيري عناصر و روش‌هاي مؤثر براي تحقيق پرواز روح ضروري مي‌باشد.
موانع و گره هاي موجود در پرواز روح بسيار جدي هستند. موانعي كه بسادگي قابل عبور نيستند و گره‌هايي كه به آساني باز نمي‌شوند. نسخة از قبل پيچيده شده‌اي هم وجود ندارد چرا كه اين موانع و گره‌ها در همه اشخاص يكي نيستند. براي عبور بايد توانمندي‌ها و قوانين روح خود و قوانين حاكم بر هستي را بشناسيم و هماهنگ با آن عمل كنيم. عوامل، عناصر و روش‌هاي مؤثر(وسايل گذر) به درستي شناسايي شده و از وسايلي استفاده گردد كه هماهنگ با كالبد انرژيك ما مي‌باشد.

هر استفاده نادرست و يا نابجايي مي‌تواند زخمهايي عميق در روحمان ايجاد كند كه به سادگي قابل ترميم نباشد. هر چقدر موانع و وسيله عبور ؟ پرواز روح به شناخت درآيند پرواز روح امكانپذيرتر مي‌شود. يكي از راههاي رسيدن به جواب درست، درست سؤال كردن است برای اینکه این موضوع بیشتر فهم بشه براي نمونه چند سؤال را مي‌گويم:

بالهاي روح كدامند؟ بالها چيست؟ چه جنسي دارند؟ دروني هستند يا بيروني؟ جسم ما چه تأثيري برروي بالها مي‌گذارد؟ ترس و ترديد چه تأثيري در پرواز دارد؟ افكار و كلام چطور؟ عادات و شرطي شده‌گيها تا چه اندازه اثر گذار است؟ اثر روابط چيست؟ تأثير خودآگاهي چيست؟ عشق و ايمان چطور؟آيا تمرين تأثيري دارد؟ آيا هر تمريني را مي‌شود انجام داد؟ از تجارب ديگران چگونه مي‌شود استفاده كرد؟آيا بدون حضور استاد مي‌شود دست به تجربه زد؟ آيا منابع موجود و در دسترس كافي مي‌باشند؟


عنصر رابطه

شكل انرژیايي انسان( هاله ) تحت تأثير عناصر مختلف زندگي به نسبت‌هاي كم تا بسيار زياد تغيير مي‌كند. يكي از اين عناصر رابطه مي‌باشد. انسان موجودي اجتماعي است. در محيط خانواده و در اجتماع با اشخاص زيادي سر و كار دارد. پس بخش زیادی از زندگی انسان چون در ارتباط با دیگران است پس تاثیر زیادی بر هاله و حتی سرنوشت او می گذارد . در اینجا به نقش اين عنصر در پرواز روح می پردازیم ؟
چرا نظام‌هاي باطني و اديان الهي روي همنشينی با اشخاص با سطح آگاهي بالاتر اينقدر تأكيد دارند؟ آيا تا به حال به احساس خود توجه كرده‌ايد كه در بعضي مواقع در ارتباط با شخص يا جمعي احساس سبكي يا سنگيني مي‌كنيد؟ آيا در رابطه‌اي گير كرده‌ايد و فكر مي‌كنيد هيچ راه خلاصي نداريد؟ چند بار تا به حال به خاطر قضاوت ديگران(تو نمي‌تواني، اين شدني نيست،...) از انجام كاري منصرف شده‌ايد؟ فكر مي‌كنيد دليل آن چيست؟
ما به طور مداوم در حال دادوستد انرژي هستيم و اين دادوستد در روابطه انساني بسيار ظريف‌تر هستند . میشود گفت هاله انسان مملو از رشته‌هاي انرژي_آگاهي است و افكار و احساسات را به امواج تبديل مي‌‌كند و انتقال اطلاعات از هاله به بيرون و از بيرون هاله به ذهن انجام مي‌شود. در رابطه با اشخاص بسته به نوع انرژي كه به ما مي‌دهند از آن تأثير مي‌گيريم. بعضي از روابط مي‌تواند مكنده انرژي ما باشد و ما را از هر چه انرژي حياتي خالي كند. بعضي‌ ها مي‌تواند ما را در جا نگهدارد و آگاهي ما را میخکوب کند و يا انرژي منفي دهد و خودآگاهي ما را پايين‌تر آورد. بالا بردن سطح آگاهي لايه‌ دفاعي ما را ضخيم‌تر مي‌كند واصلاح عنصر روابطه آن ما را از عواقب منفي آن در امان نگه‌مي‌دارد.


توهم‌گرايي در پرواز روح

اين روزها كلاس‌هاي زيادي در گوشه و كنار برگزار مي‌شود كه در اين كلاس‌ها به توانايي‌هاي ذاتي و دروني انسان توجه مي‌شود. در اين كلاس‌ها چيزهايي مثل انرژي درماني، هيپنوتيزم، روشن‌بيني، كتابت، پرواز روح و خيلي چيزهاي ديگر از اين قبيل رو آموزش مي‌دهند، كه طرفداران زيادي هم پيدا كرده اما من يك سؤال دارم از شمايي كه به اين كلاس‌ها مي‌رويد فقط علاقمند هستيد كه تجربه‌اي اين چنيني داشته باشيد. چرا مي‌خواهيد پرواز روح، روشن‌بيني و...را تجربه كنيد؟ اين تجربه براي شما چه چیزی دارد كه تا اين حد جذاب است؟ بعضي‌ها كه خيلي به اين مسائل(ماورائي) علاقه دارند فكر مي‌كنند اگر كسي بتواند اين چيزها را تجربه كند مثلاً پرواز روح كند از بقيه خيلي بهتر است، به كمال رسيده و از اين جور فكرها و ؟؟ صرفاً مثبت. بدون اينكه بررسي كنند كه اصلاً طرف راست مي‌گوید يا نه؟ يا اينكه آيا واقعاً هر كسي توانست اين كار رو بكند آدم خيلي كاملي است؟ برعكس اين گروه خوش باور آدم‌ها، کسانی هم اصلاً باور ندارند كه امكان چنين كاري وجود داره و مي‌گویند كه اين حرف‌ها همه اش دروغ است و خيال و هر كس مي‌گوید كه من پرواز روح كردم يا اصلاً به درستي پرواز روح عقيده دارد صرفاً يك موجود خيال باف است. در حاليكه واقعيت اين است كه در گروه اول كاملاً درست فكر مي‌كنند و نه گروه دوم. البته چيزهاي ديگري هم هست که توهم و دروغ پردازي نسبت به پرواز روح محسوب مي‌شود.
اما در جواب توهم ها من به شما مي‌گویم كه پرواز روح وجود دارد و امكان پذير است ولي نه اينكه هر كسي گفت من پرواز كردم باور كنيم. پرواز روح هم مثل هر واقعيت ديگری نشانه‌هاي خودش را دارد كه براساس آنها می توانيم تجربيات واقعي رو از تجربيات غيرواقعي جدا كنيم. و در جواب توهم های مربوط به انسان کامل شدن و یا سوء استفاده از امکانات پرواز روح مثل جاسوسی دیگران و یا سرک کشیدن به زندگی اطرافیان اتان ، باید بگویم که از پرواز روح بهتر است برای بالا رفتن استفاده کنید ته پایین افتادن البته که باز هم تصمیم با خودتونه و مجازات کردن اتان با ارواح مجازات گر .
و در آخر نشانه‌هاي شناسايي و جدا كردن پرواز روح را از موارد غيرواقعي، توهم يا رؤياها مي‌گويم:
1ـ يك مرحله بي‌خبري، ورود به تاريكي بعد وارد جايي ديگر شدن (مثل گذشتن از يك تونل تاريك)
2ـ از بالا به خود نگاه كردن و ديدن خود در حالت خواب يا مديتيشن و احساس بي‌وزني
3ـ شنيدن صداي سوت و یا زینگ بلند و ...
4ـ ديده شدن در آن مكان بوسيلة شاهداني كه ديدن شما را گواهي مي‌دهند
5ـ حس حضور و اختيار براي حركت كردن در جايي كه هستيم.


برای آنهایی که می گویند پرواز روح همان رویاست یا توهم و خیال بافی و یا ...




و اما حالت مغز در پرواز روح:

تحقیقات نشان داده است که در اين مرحله مغز امواج آلفايي به وفور دارد كه 1 يا 2 دور كندتر از زمان بيداري است و انگار شخص در حال بيدار شدن است حركات تند چشمي و حركات بدن وجود ندارد. ضربان قلب طبيعي و مقاومت پايه پوستي(BSR) و عكس‌العمل گالوانيك پوستي(GSRS) هيچ تغييري نمي‌كند.
خلاصه اينكه شرايطي كه جسم و علي‌الخصوص مغز در اين حالت دارد قابل مقايسه با هيچيك از حالات بيداري، خواب و رؤيا ديدن نيست. در ضمن معلوم شده كه پرواز روح و اغما ملازمتي با هم ندارند زيرا حالت اغما مغز فاقد امواج آلفاست كه در پرواز روح به وفور وجود دارد.
نوع امواج مغز در هنگام پرواز روح حداقل در يك مورد(آزمايش شده) متفاوت بوده است. اينگوسوان كه يكي از افراد با قابليت خاص در موضوعات ماورائي‌ست وقتي به احساس خروج از بدن مي‌رسيد نتيجه‌گيري و برداشتي كه از نوار مغزي‌اش مي‌شد كرد اين بود كه حالت مهار يا انسداد امواج آلفا ديده مي‌شد كه در شرايطي مشاهده مي‌شد كه فرد به سوژه‌‌اي توجه و تمركز كرده است. البته كه ذهن شديداً تمركز يافته همان ذهني است كه حالت خلسه دارد يعني هشياري وارد ناخودآگاه شده است و اين با بي‌هوشي كاملاً متفاوت است. در بي‌هوشي هم چيز خاموش مي‌شود و ورود ما به ناخودآگاه بدون حضور هشياري انجام مي‌شود. به همين دليل تصوير يا احساس از آن لحظه نداريم.
خلاصه اينكه در هنگام پرواز روح ذهن حالتي شبيه به بيداري دارد اما فقط شبيه نه مثل آن.

حالا كه از تحقيق آزمايشگاهي گفتم خوب است از تحقيق ميداني و آماري درباره پرواز روح هم مطلبي بياورم. شخصي به نام اوسيس پژوهش در زمينه پرواز روح، خروج از بدن و رؤيابيني انجام داده است كه در آن آزمايش 304 نفر كه تجربه پرواز روح داشته‌اند به سؤالات متعددي پاسخ داده‌اند. در اين آزمايش هر فرد كه در اين زمينه صاحب تجربه بوده به 96 پرسش جواب داده است. در ژوئيه 1978 اوسيس نتايج اين تحقيقات را در خبرنامه انجمن پژوهشهاي روحي آمريكا منتشر كرد. سرتان را درد نياورم، او در آخر كلام اعلام كرد: اكثر شركت كنندگان مي‌گويند خروج از بدن با خواب يا رؤيا و ESP (دريافتهاي خارج از حسي مثل دوربيني) فرق دارد. و فقط 4 درصد گفتند كه تصوير‌پردازي ذهني در زمان رؤيا ديدن شبيه به خروج از بدن است. شايد آنها تلاقي ايندو را تجربه كرده‌ بودند! خلاصه اينكه با وجود وجوه مشترك زياد اين دو تجربه، افراد مورد آزمايش تفاوت‌هاي بسياري را درك كرده‌ بودند. بنابراين به راحتي مي‌توانستند آنها را از هم تشخيص دهند. همان تفاوتهايي كه در بخش نشانه‌ها گفتم .

چند آزمايش هم كه منجر به اثبات پرواز روح شده است را ذكر مي‌كنم.
باز هم اوسيس و دونامك كورميك كه از پژوهشگران بزرگ در مسائل روحي‌ست، تحقيقات زيادي با آلكس تانوس يكي از افراد با استعداد در اين موضوع انجام داده است. در اين بررسي‌ها که در جلوي دوربيني كه در آن اسلايدهاي مورد آزمايش قرار مي‌گرفتند، يك فشارسنج بسيار ظريف و حساس قرار گرفته بود. در اين آزمايش تانوس مي‌بايستي پس از خروج از بدن، مشخصات اسلايد‌هاي را كه بصورت اتفاقي در برابر دوربين قرار مي‌گرفت، بيان كند. در زماني كه او جواب درست مي‌داد، ميزان فشاري را كه اين فشارسنج نشان مي‌داد، بيشتر از مواقعي بود كه او جواب غلط مي‌داد. آنها اين اتفاق را اينگونه تفسير كردند(كه البته بنظرم درست است): در زمان خروج از بدن واقعاً قسمتي از آگاهي، روح فرد از جسم او خارج شده و با استقرار در برابر دوربين به رؤيت اسلايد مي‌پرداخته و حضور آن فشار دستگاه را بالا مي‌برده است.

و آزمايش ديگر: در اين آزمايش از چند حيوان كوچك كه تربيت نشده بودند براي آزمايش استفاده شده است: در آن نشانه حضور كالبد اختري، تغييراتي است كه در رفتار آن حيوانات بروز مي‌كند. در اين آزمايش روبرت موريس و همكارانش از دو بچه گربه استفاده كردند. اين بچه گربه‌ها در يك جعبه سر باز مانند حوضچه قرار داده شدند كه اندازة آن 30×80 اينچ(76×203 سانتيمتر) بود. اين محوطه به 24 مربع تقسيم شده بود. آقاي بلوهاردي صاحب اين بچه گربه‌ها (و تجربه كننده پرواز روح) در ساختمان ديگري قرار گرفت كه يك كيلومتري با اين جعبه فاصله داشت. پيش فرض اين دو تجربه اين بود كه اگر بچه‌ گربه‌ها كالبد اختري صاحب خود(آقاي بلوهاردي) را ببينند به سمت در حركت كرده و در مربعهاي نزديك به او قرار مي‌گيرند و كمتر هم ميوميو مي‌كنند. معيار قرار گرفتن يك بچه گربه در مربع، استقرار دو دست حيوان در آن مربع بود. تجربيات اوليه بسيار جالب و حيرت‌انگيز بود. در طول 8 دوره از كنترل كه خروج از بدن انجام نشده بود. بچه گربه‌ها 37 بار ميوميو كردند،‌اما در طي هشت دوره آزمايش خروج از بدن حتي يك بار هم ميو ميو نكردند. بهتر است گفته شود كه احتمال تصادفي بودن صداها 200 به 1 و احتمال حركت تصادفي (راستي از حركت گربه‌ها چيزي نگفتند!پس احتمالاً حركت كردند) بچه گربه‌ها 100 به 1 بود. میشه گفت تجربه آماري خوبي بوده، نه . در اثبات نهايي پرواز روح آية از قرآن مي‌تواند قطعي بودن آن را معلوم كند:

سورة زمر آية 42:

" خداست كه ارواح مردم را در هنگام مرگشان بطور كامل مي‌گيرد و از آن كه نمرده در حال خواب، پس آن روح را كه مرگش را مسلم كرده نگه‌ مي‌دارد و آن ديگري را تا مدتي معين روانه مي‌دارد. بي‌ترديد در اين نشانه‌هايي است براي گروهي كه مي‌انديشند. "



نظر دانش متعارف در مورد پرواز روح

شايد تو هم مثل بعضي‌هاي ديگه بگي پرواز روح يه توهمه و بيشتر از خيال نيست.ولي من مي‌خوام بگم پرواز روح واقعيته. اينا رو از خودم نمي‌گم از طرف كساني مي‌گم كه سالها تحقيق كردن و يا خودشون اين تجربه رو داشتن. افرادي كه تجارب نزديك به مرگ داشتن. كساني كه با رويكردي دروني به چنان قدرتي رسيدن كه مي‌تونن به اراده خود هر زمان كه بخوان روح را از بدن جدا كنن و به سفر روح بپردازند.

در رابطه با پرواز روح هر دانش و مکتوبی که در دسترس است دانش متعارف مي‌باشد(همگان از آن باخبرند). در اینجا دیدگاههای چند مكتب مطرح در رابطه با پرواز روح را برایتان ميگویم با اين ديد که :
اولاً معلوم کنم که انسانهای بزرگی حقیقت پرواز روح را درک کرده بودند و زمان و انرژی خود را برای آن گذاشته اند .
دوماً واقعيت‌هاي باطني مطرح شده در آنها مشخص شود.
سوماً نقاط ضعف و قوت موجود در دانش متعارف روشن گردد.
چهارماً چون برخي از پايه‌هاي دانش نامتعارف ( بخشهای حیای هر علم ) بر بخشهاي خاص دانش متعارف قرار گرفته و رسيدن به آن ميسر نيست مگر با فهم دانش متعارف.
...
از معروفترين مكاتب در پرواز روح مي‌توان از مكتب اكنكار ـ اصالت روح ـ شمنيسم(تولتك) و فرقة سرزمين پاك نام برد. هر كدام از اين مكاتب ضرورت و عناصر و روش‌هاي متفاوتي براي پرواز روح دارند. اين مكاتب در بعضي جاها در عين اختلاف داراي ديدگاههاي مشتركی نيز هستند.

پال توئيچل بنيان‌گذار مكتب اكنكار، خروج از بدن را استعداد طبيعي روح مي‌داند بنابراين احتياجي به روش‌هاي غير معمول براي عملي كردن آن نمي‌بينيد.
هدف آنها از پرواز روح، پيوند روح انسان با روح الهي است و روش رسيدن به اين قصد را از طريق خروج از بدن و سير در جهان‌هاي ديگر مي‌دانند.

او معتقد است روح در مسيري نزولي جهانها را گذارنده تا به جهان مادي رسيده است. در طي عبور كالبدهاي گوناگوني پذيرفته است. طي اين سقوط، آگاهي گسترده روح كاهش يافته است. و حالا روح براي بازگشت به وضعيت اصلي‌اش، بايد آگاهي فراموش شده‌اش را به ياد آورد و اينكار از طريق سفر به جهانهاي بالاتر ميسر مي‌شود. اكنكار پرواز روح را تنها‌ترين راه نمي‌داند، اما نزديكترين آن مي‌داند.

روش‌هاي آنها وابسته به تزكيه نفس شاگرد(چلا) ـ تلاش در انجام تمرينات و اطاعت بي‌قيد و شرط از استاد در قيد حيات مي‌باشد. شرط اول و دوم بسيار حائز اهميت است و بدون آنها تلاش و انجام تمرينات به تنهايي به جايي نخواهد رسيد. استاد حق حاضر نيست تعليمات خود را به شخص آلوده آموزش دهد. آنها معتقدند كه شخصي كه تزكيه ندارد مي‌تواند پرواز روح انجام دهد ولي از يك حدودي آنطرف‌تر نمي‌رود. در این ارتباط به مونرو تجربه‌گر پرواز روح توجه كنيد. مونر طبق استعدادهاي خاص روحي بدون هيچ تزكيه نفسي به جهان‌هاي زيادي سفر كرده است. حتي در دنياهاي ديگر روابط جنسي داشته است.
اگر بخواهم منصفانه قضاوت کنم بایستی این را هم بگویم که در اکنکار چند نقطه مبهم وجود دارد ، مثل تمرینات مشترک اش برای رویا و پرواز روح و نیز تکرار این تمرینات در شفابخشی و هترهای دیگر ماورایی و البته تلقین های احتمالا توهم زا در مورد خروج روح از بدن و...( در نظر بگیرید که نقاط مقبتش را اول گفتم )
مكتب اصالت روح خروج از بدن را امري طبيعي مي‌داند كه كالبد اختري در هنگام خواب از بدن خارج شده (حتي در حد يك عدم انطباق با جسم مادي) تا از كيهان انرژي دريافت كند و خودش را شارژ سازد. اغلب صاحب‌نظران اين مكتب از پژوهشگران و متخصصين علوم متعارف و برخي تجربه كنندگان مافوق طبيعي هستند. از بزرگترين آنها روبرت كروكال و ويليام كروكس از دانشمندان علوم زيست‌شناسي و فيزيك بودند. هدف آنها ايجاد اتحاد ميان گروههاي مختلف انسانها و اثبات روح و فهم ابعاد ديگر هستي بوده است . اهدافي مثل:
اثبات روح ـ اثبات پرواز روح ـ شناخت مكانيزم آن ـ تجربه پرواز روح ـ ارائه روش‌هايي براي پرواز روح ـ در دسترس عموم قرار دادن آن ـ استفادة از آن.
روش‌هاي پرواز روح در اين مكتب براساس تجربيات خودشان و ديگران و برگرفته از روش‌هاي مكاتب ديگر مي‌باشد به همين جهت از اطمينان لازم برخوردار نيست. پيروان اين مكتب دانش اسرار و موضوعات باطني ندارند.

شمنيسم (تولتك):
به اعتقاد آنها كالبد اثيري در اثر انطباق با جسم مادي و اطاعت از عادات جسم، منفعل شده است. آنها با تمرينات ويژه كالبد اختري را از انفعال و خمودگي خارج كرده و ابتدا آن را وادار به راه رفتن میکنندوبعد به كالبد اختري آموزش پرواز مي‌دهند. هدف آنها دست يافتن به آزادي ادراك و معرفت نسبت به خويشتن خويش(روح) است كه به آن هنر آزادي مي‌گويند.آنها معتقدند كه هر كار ماورايي فقط توسط دقت دوم(ذهن ناهوشيار) و هوشياري دركالبد اختري امكان‌پذير است.
آنها به مرور جنبه‌هاي گوناگون اين سطح از آگاهي را فرامي‌گيرند و كالبد اختريشان را كامل مي‌كنند و از امكانات آن براي رسيدن به خويشتن خويش استفاده مي‌كنند. از نظر آنها اولين گام براي رسيدن به آگاهي كالبد اختري پيروي از نظام رفتاري است كه نظام ساحران نام دارد. اين مكتب بر پايه اسرار و حفظ ناشناخته‌گي مي‌باشد و بنابر همين اصل کتابهای آنها که توسط کارلوس کاستاندا نوشته شده است فاقد حلقه‌هاي اصلي و كليدي و بخش نامتعارف مي‌باشد. در کل روش‌هاي آنها براساس اطاعت كامل از ناوال(استاد) ـ تبعيت از نشانه‌هاي روح(ناوال قادر است روح راآشكار كند) و تغيير در زندگي و عادات روزانه مي‌باشد.

فرقة سرزمين پاك:
آنها تمرينات باطني ندارند و روش آنها براساس پرهيزگاري و تقوا ـ اميد بر هدايت و حمايت بودي ساتوا بوداهاي سرزمين پاك( اساتید بودایی درگذشته ) و سفر به جهان سرزمين پاك براي رسيدن به نيروانا مي‌باشد. طبق اعتقاد آنها شخص نمي‌تواند به نيروانا(بهشت موعود) دست يابد مگر آنكه با پرواز روح به آنجا برود و قبل از مرگ آنجا را ببيند.
قبل از اینکه خیلی ریز تر وارد موضوع پرواز روح شویم در همین اول راه برای خودت روشن کن که براي چه مي‌خواهي پرواز روح کنی؟

دفعه بعد راجع‌به عناصر و روش‌هاي مكاتب مي‌نويسم.











+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 22:23  توسط بابک   | 

 





Powered by WebGozar

=

بهترين و جذابترين كدهاي جاوا اسكريپت

ساعت:

دقیقه:

ثانیه:

زمان:

www.irLearn.com

menu visibility
Put Mouse Over Here here
This is what happens!!

PageRank